مطالعه ترامتنی قربانی کردن ابراهیم (نقاشیهای رامبراند و فرشچیان)
پژوهشنامه فرهنگستان هنر (دوره جدید)، سال ۲، شماره ۲ — تابستان ۱۳۹۸
مطالعه ترامتنی روایت قربانی کردن ابراهیم در دو سنت تصویری — نقاشیهای رامبراند و محمود فرشچیان — بر پایه نظریه ترامتنیت ژنت.
مطالعة ترامتنی قربانی کردن ابراهیم «نقاشیهای رامبراند و فرشچیان» بهمن نامورمطلق، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، تهران bnmotlagh@yahoo. fr لیال عیسوند، دکتری علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسالمی leila. isavand@gmail. com تاریخ دریافت مقاله98/01/20: تاریخ پذیرش مقاله98/0۳/04: واژگان کلیدی قربانی، ابراهیم، ترامتنیت، نقاشی، رامبراند، فرشچیان. قربانی کردن یکی از مضامین بنیادین و نخستین تمدنهای انسانی است که مراسم آیینی و روایتهای اسطورهای بیشماری به آن اختصاص یافتهاند. یکی از عرصههای نمود جدی مراسم و روایتهای قربانی، مذاهب گوناگون بودهاند.
قصة قربانی کردن حضرت ابراهیم یکی از مهمترین و مشهورترین روایتها در این حوزه بهشمار میرود. این روایت تجلیات کموبیش متفاوتی در سه دین یهودیت، مسیحیت و اسالم داشته است. این شباهتها و تفاوتها به نوبة خود در آثار هنری هنرمندان این سه دین نیز قابل مشاهده است. در میان انبوه موضوعاتی که میتواند نظر محققان این حوزه را جلب نماید، نوشتار حاضر بر روابط بینامتنی ممکن میان نقاشی رامبراند و نقاشی فرشچیان با همین مضمون متمرکز شده است. رویکرد بینامتنیت و سپس ترامتنیت میتواند به رمزگشایی از رابطة این دو متن بپردازد.
برای این منظور کوشش شده است تا از بینامتنیت و بیشمتنیت در نظریة کالن ژرار ژنت در ترامتنیت بهره برده شود. چنانچه مالحظه خواهد شد، این رویکرد و روش کمک میکند تا بدون اینکه از جهان متنی نقاشیها عبور نماییم، نسبت آنها را تبیین نماید. همچنین در همین نسبتها میتوان از اصالت هر یک از آثار نیز آگاهی حاصل نمود. پژوهشنامه فرهنگستان هنر 102دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 1. Caravaggio 2. Rembrandt مقدمه قربانی•کردن•و•پیشکشی•از• نخستین•آیین•های•شناخته•شدة• بشری•تلقی•می•گردد•. کهن•ترین• روایت•های•اسطوره•ای•و•روایت•های•مذهبی•همواره• جلوه•هایی•از•چنین•آیین•هایی•را•به•نمایش•گذارده•اند•.
همچنین•می•توان•گفت•که•به•تعداد•فرهنگ•ها•اشکال• گوناگونی•برای•قربانی•کردن•وجود•داشته•است•. از• قربانی•های•گیاهی•تا•حیوانی•و•حتی•انسانی•و•در•برخی• اقوام•یا•مذاهب•تا•خود•خدا•و•فرزند•خدا•موضوع•قربانی• متنوع•بوده•است•. حتی••می•توان•با•مطالعة•آیین•های•قربانی• به•شناخت•ضمیر•ناخودآگاه•اقوام•نیز•پی•برد•. به•همین• دلیل•موضوع•قربانی•و•قربانی•کردن•موضوع•تحقیقی•آثار•، نظرات•و•نظریه•های•متفاوت•گاه•متضادی•بوده•است•. در• واقع•، پیش•از•زمان•آغازین•قربانی•و•پیشکشی•کردن•، نظر• و•رأی•در•این•خصوص•شروع•شده•بود•. به•عبارت•دقیق•تر•، کنش•آیینی•قربانی•کردن•نتیجة•نظرات•و•باورهایی•است• که•نزد•انسان•های•نخستین•شکل•می•گیرد•و•با•رشد•و• توسعة•تمدنی•دگرگون•می•شود•.
بنابراین•بی•دلیل•نیست• که•نظرات•و•نظریه•های•متعددی•در•این•زمینه•وجود• دارند•که•به•برخی•از•آنها•اشاره•خواهد•شد••. کتاب•های•مقدس•نیز•تقریباً•همگی•به•موضوع•قربانی• و•پیشکشی•پرداخته•اند•و•اغلب•آن•را•بخشی•از•آزمون• الهی•برای•انسان•ها•به•شمار•آورده•اند•. به•بیان•دیگر•، همراه•با•برخی•اتفاقات•و•رویدادها•مانند•بالیای•طبیعی•، قربانی•کردن•و•پیشکش•دادن•نیز•نوع•رایج•و•خاصی• از•امتحان•الهی•محسوب•می•شود•. در•میان•کتاب•های• مذهبی•می•توان•به•کتاب•های•مقدس•فرهنگ•های• توحیدی•اشاره•کرد•که•در•آنها•آیین•قربانی•کردن•به• اشکالی•ویژه•ارائه•شده•است؛ •کتاب•هایی•مانند•تورات•، انجیل•و•قرآن•مجید•از•مهم•ترین•منابع•در•این•خصوص• محسوب•می•شوند•و•یکی•از•معروف•ترین•و•رایج•ترین• نمونه•ها•همانا•قربانی•کردن•ابراهیم•است•.
ادبیات•و•هنر• با•توجه•به•این•موضوع•فراگیر•و•انسانی•، همچنین•با• ارجاع•به•کتاب•های•مقدس•به•خلق•آثار•بی•شماری•با• مضمون•قربانی•کردن•پرداخته•اند•. اشعار•و•داستان•های• بسیاری•در•این•رابطه•خلق•شده•اند•که•بررسی•آنها•در• یک•یا•حتی•چندین•جلد•کتاب•ناممکن•است•. هنرمندان• سه•فرهنگ•ابراهیمی•یعنی•یهودی•، مسیحی•و•اسالمی• نیز•در•این•زمینه•آثاری•به•یادماندنی•خلق•کرده•اند•که• برخی•از•آنها•در•زمرة•بهترین•آثار•تاریخ•هنر•به•شمار• •می•روند؛ •هنرمندانی•که•بسیاری•از•آنها•نامی•از•خود• به•جای•نگذارده•اند•و•همچنین•هنرمندان•بزرگی•مانند• کاراواجو•1، رامبراند•2، محمد•زمان•، فرشچیان•و.
•... برای•مطالعة•نقاشی•های•مرتبط•با•قربانی•یا•قربانی•نگاری•ها• •می•توان•از•نظریه•ها•و•رویکردهای•گوناگون•بهره• برد•. رویکردهایی•مانند•هرمنوتیک•، اسطوره•شناسی•، روان•شناسی•، جامعه•شناسی•، قوم•و•انسان•شناسی•در•این• 3. Transtextualite 4. Gerard Genette 5. Intertextuel 10۳دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 خصوص•مطالعاتی•قابل•توجه•ارائه•داده•اند•که•به•برخی• از•آنها•اشاره•خواهد•شد؛ •اما•نوشتار•حاضر•بر•روی•رویکرد• نشانه•شناختی•و•به•طور•دقیق•تر•ترامتنیت•۳ژرار•ژنت•4 متمرکز•می•شود•. در•اینجا•با•موضوعی•کم•و•بیش•مشابه• در•فرهنگ•های•سه•گانه•و•گوناگون•ابراهیمی•مواجه• هستیم•که•نقاشانِ •هر•یک•به•تصویرپردازی•از•آن•موضوع• پرداخته•اند•.
بی•تردید•روابط•بینامتنی•5کتاب•های•مقدس• این•سه•دین•توحیدی•موجب•ارتباط•خویشاوندی•میان• آثار•آنها•می•گردد؛ •اما•هدف•اصلی•، بررسی•این•نکته•است• که•آیا•این•روابط•ترامتنی•مستقیم•نیز•میان•این•آثار•به• خصوص•دو•اثر•برجسته•از•رامبراند•و•فرشچیان•وجود• دارد•. آثار•قربانی•نگاری•ابراهیم•از•این•دو•هنرمند•به•عنوان• آثار•برگزیده•و•برجستة•دو•فرهنگ•ایرانی-اسالمی•و• اروپایی-مسیحی•مورد•مطالعة•ترامتنیت•قرار•خواهند• گرفت•. در•نتیجه•، مقالة•حاضر•می•کوشد•تا•ضمن•اشاره• مختصر•به•برخی•از•نظریه•های•مهم•حوزة•قربانی•کردن•، به•بررسی•دو•اثر•از•دو•هنرمند•یادشده•بپردازد•.
در•این• تحقیق•که•بر•پایة•مقایسة•بینامتنی•صورت•می•گیرد•، اشتراکات•، تفاوت•ها•و•تأثیرات•دو•اثر•مورد•تأکید•قرار• خواهند•گرفت•. در•این•مطالعة•بینامتنی•هرازگاهی•با• توجه•به•ضرورت•موضوع•، به•دالیل•بافتاریِ •تفاوت•ها•نیز• پرداخته•خواهد•شد•. همان•طور•که•گفته•شد•به• تعداد• فرهنگ•ها• جلوه•های• معناها و نظریهها گوناگون• از• قربانی• کردن• وجود•دارد؛ •هم•در•مورد•چگونگی•فرایند•آن•، هم• جنس•و•نوع•قربانی•و•هم•قربانی•کننده•و•قربانی•شونده•و• مخاطب•قربانی؛ •اما•باید•افزود•که•به•همان•میزان••-یعنی• به•تعداد•فرهنگ•ها••-نیز•معنا•برای•قربانی•کردن•وجود• دارد•.
با•این•حال•می•توان•با•توجه•به•نقاط•مشترک•آنها• تعاریفی•هر•چند•کلی•از•آنها•به•دست•داد•. قربانی•کردن• یعنی•چیزی•را•برای•هدفی•وقف•کردن•یا•فدا•کردن•. در•فرهنگ•الروس•به•معنای•پیشکشی•به•مقصد•امری• الهی•، به•خصوص•ذبح•کردن•قربانی•، آمده•است•. همچنین• آمده«•: انجام•دادن•تالشی•ارادی•و•تحمل•رنجی•ارادی•در• قالبی•مذهبی•برای•دادن•کفاره•و•یا•درخواست•شفاعت»•. قربانی•کردن•یک•کنش•آیینی•است•که•به•منظور•هدفی• مقدس•و•با•فداکاری•و•از•خودگذشتگی•صورت•می•گیرد•. سکوبال•در•این•مورد•می•نویسد«•: اغلب•قربانی•کردن•را• همچون•پیشکشی•یک•قربانی•به•یک•امر•الهی•تعریف• •می•کنیم•.
این•تعریفی•است•که•نه•فقط•مذهبیون•بلکه• بیشتر•انسان•شناسان•نیز•ارائه•می•دهند•. با•این•حال•این• تعریف•مشکالت•بزرگی•را•برای•الهیون•و•دانشمندان• ایجاد•کرده•است•). (Scubla, 2009: 103 هدف•از•قربانی•کردن•در•اغلب•آیین•ها•نزدیکی•به• معبود•معرفی•شده•است•. واژة•قربانی•دست•کم•در•برخی• 6. Korban 7. James George Frazer پژوهشنامه فرهنگستان هنر 104دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 8. Georges Bataille از•زبان•ها•مانند•عربی•و•به•دنبال•آن•فارسی•به•معنای• نزدیکی•و•قربت•است•و•قربانی•کردن•یکی•از•شیوه•های• نزدیکی•به•معبود•تلقی•گردیده•است•.
همچنین•در•زبان• عبری•نیز•کُ ربان•6به•همین•معنا•به•کار•رفته•است•. به•بیان• دیگر•، قربانی•از•رایج•ترین•و•مطمئن•ترین•شیوه•های•قرب• به•خداست•. اینکه•بشر•از•دیرباز•تالش•کرد•تا•با•قربانی•و• پیشکش•کردن•نظر•مساعد•معبود•خویش•را•جلب•کند•، امری•است•که•محققان•بر•آن•اشتراک•نظر•دارند•. گفته• •می•شود•شاید•تجربة•خوشایند•هدیه•و•پیشکش•میان• افراد•و•رضایت•انسان•ها•آغاز•چنین•باوری•بوده•است•. اما•موضوع•این•است•که•چرا•باید•به•امر•مقدس•و•یا•به• خیر•نزدیک•شد•. بی•تردید•یکی•از•مهم•ترین•علل•نزدیکی• به•خیر•، دوری•و•گریز•از•شر•است•.
به•همین•دلیل•است•که• بسیاری•از•قربانی•کردن•ها•برای•بالگردانی•صورت•می•گیرد؛ • یعنی•اینکه•بال•به•مثابه•شر•و•جلوة•شر•که•انسان•را•تهدید• •می•کند•یا•به•او•صدمه•می•زند•، باید•به•شکلی•از•او•دور• گردد•. باورها•و•شیوه•های•زیادی•در•مورد•بازگرداندن•شر• به•خود•شر•یا•به•چیزی•دیگر•مانند•یک•حیوان•و•به•اشیاء• در•جوامع•مختلف•وجود•داشته•است•. در•واقع•، همان•طور• •که•انسان•شناسان•و•مردم•شناسانی•مانند•فریزر•7هم• بیان•کرده•اند•، انسان•برای•مقابله•با•اغلب•بالیای•بزرگ•و• سهمگین•مانند•خشکسالی•، سیل•و•یا•حملة•قبایل•وحشی• یا•فرمانروایی•مستبد•خود•را•بی•پناه•و•ضعیف•می•دید•و• •می•خواست•تا•به•قدرتی•ماورایی•نزدیک•و•متصل•شود•.
به•همین•دلیل•به•تجربه•و•قیاس•آموخته•بود•تا•برای• رضایت•دیگری•– به•قول•ژرژ•باتای•-•8باید•هزینه•پرداخت• کند•. هم•او•در•خصوص•ضرورت•قربانی•کردن•می•گوید•: «عمل•قربانی•کردن•که•امروزه•غیرقابل•انجام•است•با•این• حال•به•طور•همه•جانبه•معنادارترین•کنش•انسانی•محسوب• •می•گردید•. اجتماعات•گوناگونِ •مستقل•از•هم•، شکل•های• گوناگونی•از•قربانی•کردن•را•با•این•هدف•ابداع•کردند•تا• پاسخگوی•نیازی•باشند•که•به•مانند•گرسنگی•ضروری• بود»•). (Bataille, 1987, vol. 2: 13 یادآوری•می•شود•که•قربانی•کردن•با•مجموعه•ای•از• مفاهیم•و•کنش•ها•مرتبط•است•که•یک•شبکة•معنایی• گسترده•و•داللت•پردازی•، شکل•می•دهد•که•بدون• مطالعة•آن•شناخت•فرهنگ•ها•ناقص•خواهد•بود•.
ایثار•، گذشت•، پیشکش•، آزمون•، مثله•کردن•، رنج•، خودآزاری•، کشتن•، نذر•، نیاز•، نیایش•، گشایش•، همیاری•، همگرایی•، نزدیکی•، ارتباط•، بخشودگی•و•برخی•دیگر•در•این•شبکه• معنایی•قرار•می•گیرند•. برخی•از•این•آیین•های•قربانی• با•خودآزاری•یا•دیگرآزاری•هایی•هولناک•نیز•همراه• بود•. به•همین•دلیل•با•گذر•زمان•و•رشد•تمدن•بشری•، بسیاری•از•آیین•های•قربانی•منسوخ•شده•اند•و•برخی•از• آنها•به•عنوان•مخوف•ترین•کنش•های•انسان•های•گذشته• تلقی•گردیدند؛ •اما•تعدادی•از•آنها•هنوز•زنده•اند•و•به•طور• گسترده•برگزار•می•شوند•. آیین•های•قربانی•همانند• 9.
Robertson Smith 10. Edward Burnett Tylor 105دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 اسطوره•ها•و•مرتبط•با•آنها•عمل•می•کنند•. نظریه•پردازانِ •عرصه•ها•و•رشته•های•گوناگون•در•طول• قرون•اخیر•کوشیده•اند•تا•موضوع•قربانی•را•چه•در• تمدن•های•باستانی•و•میانی•و•چه•در•اقوام•بدوی•قرن•های• پس•از•رنسانس•مورد•بررسی•قرار•دهند•. اسطوره•شناسان•، قوم•شناسان•، فالسفه•و•همچنین•جامعه•شناسان•و• روان•شناسان•دربارة•موضوع•قربانی•، صاحب•نظریه•هایی• قابل•توجه•هستند•که•در•اینجا•و•با•توجه•به•موضوع•مورد• مطالعه•به•چند•نمونة•برجسته•بسنده•می•شود•.
رابرتسن•اسمیت•9نظرات•گسترده•ای•در•مورد•قربانی• کردن•و•دالیل•آن•دارد•. اگرچه•بسیاری•از•نظرات•وی• مدتی•به•عنوان•منبعی•مهم•مورد•توجه•محققان•بود•، امروزه•بسیاری•از•آراء•وی•جایگزین•شده•اند•. با•این•حال• نظریة•هم•ذات•پنداری•او•مدت•ها•تأثیرگذار•بوده•و•هنوز• هم•طرفدارانی•دارد•. بر•اساس•این•نظریه•، میان•انسان• و•قربانی•، به•خصوص•قربانی•جاندار•، هم•ذات•پنداری• •می•شود•و•با•قربانی•شدن•حیوان•در•واقع•خود•انسان• است•که•قربانی•می•شود•تا•یک•زندگی•تازه•و•بی•گناه•را• آغاز•نماید•. بنابراین•قربانی•کردن•به•معنای•متولد•شدن• از•نو•و•بازگردان•معصومیت•از•دست•رفتة•انسان•است•.
نظریه•ای•دیگر•که•در•این•خصوص•مطرح•شده•بر•اساس• مضمون•داد•و•ستد•استوار•است•. ای•. بی•. تایلر•10این•نظریة• بحث•برانگیز•را•نمایندگی•می•کرد«•. از•نظر•تایلر•، معمای• قربانی•بر•محو ِر•دادن•و•وقف•کردن•ابژه•ای•ارزشمند• استوار•بوده•، اهدا•کردنی•که•به•عقیدة•وی•نه•نذری• محض•، که•نوعی•مبادله•بوده•است•، شیوة•خودشیرینی• انسان•در•برابر•قدرت•های•آسمانی•و•زمینی•، به•این•امید• که•به•جای•آنچه•قربانی•کرده•است•، چیزی•دریافت• کند»•(بوتبی•.)27۳•:1۳84•، این•نظریه•توسط•برخی• دیگر•تعدیل•و•بیشتر•بر•بازگردانی•تأکید•گردید•.
نظریة• یادشده•بر•این•باور•است•که•هر•نیکی•و•فداکاری•موجب• به•حرکت•در•آمدن•نیروهای•زایای•چرخشی•می•گردد؛ • چنان•که•نتیجة•هر•کار•خیر•به•خود•خیر•می•رسد•. سعدی• بخشی•از•این•نظریه•را•به•شعر•شیوا•مطرح•می•کند: تو•نیکویی•کن•و•در•دجله•انداز که•ایزد•در•بیابانت•دهد•باز بالگردانی•نیز•یکی•دیگر•از•نظریه•ها•برای•توجیه•پیشکش• و•قربانی•بوده•است•. باور•گذشتگان•بر•این•بود•که•بیماری• و•هر•نوع•آسیب•انسانی•یا•طبیعی•خاستگاه•الهی•دارد•و• هنگامی•این•شرور•حاضر•می•شوند•که•ضرر•یا•طغیانی• صورت•گرفته•باشد•. به•همین•دلیل•شر•و•بالیی•را•که• فرد•یا•جامعه•ای•را•هدف•خویش•قرار•داده•است•، باید•به• شکلی•دور•کرد•و•در•اصطالح•بالگردانی•نمود•.
این•دور• کردن•می•تواند•به•واسطة•یک•شیء•مادی•و•یا•گاهی• یک•فرد•انسانی•صورت•پذیرد•. فریزر•در•این•خصوص• •می•نویسد«•: انسان•بر•آن•است•که•با•منتقل•کردن•درد•و• محنتش•به•اشیای•مادی•به•آسودگی•دست•یابد•و•سپس• آن•اشیا•را•دور•اندازد•یا•به•صورتی•درآورد•که•دیگر• 11. Marcel Mauss 12. Henri Hubert پژوهشنامه فرهنگستان هنر 106دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 بی•گزند•باشند•. با•این•حال•، غالباً•انتقال•شر•به•اشیای• مادی•فقط•گامی•است•به•سوی•انداختن•آن•به•دوش• انسان•زنده•دیگر»•(فریزر•.)596•:1۳98•، حتی•گاهی• برخی•از•باورمندان•به•این•عقیده•خود•را•برای•نجات• کسی•یا•کسانی•به•خطر•می•اندازند•و•بال•را•متوجه•خود• •می•کنند•تا•آنها•آسوده•باشند•.
مؤلف•کتاب•شاخة•زرین• در•ادامه•می•نویسد«•: بعضی•از•افراد•گاهی•با•به•جان• خریدن•شری•که•متوجه•دیگران•است•نقش•بالگردان•را• ایفا•می•کنند»•(همان•.)597•: دفع•شر•به•واسطة•پیشکش• و•قربانی•کردن•از•رسوم•قدیمی•محسوب•می•شود•. این• رسوم•و•آیین•ها•به•هنگام•بال•و•شر•فعال•می•شوند؛ •مانند• آیین•باران•خواهی•که•گاهی•عالوه•بر•نیایش•، به•همراه• قربانی•کردن•کامل•می•شود. هنری•هیوبرت•11و•مارسل•موس •نیز•از•نظریه•پردازان• بزرگ•در•زمینة•پیشکش•و•قربانی•به•حساب•می•آیند•. بر• اساس•نظریة•آنها•قربانی•کردن•موجب•تعادل•جنبه•های• گوناگون•زندگی•بشری•می•شود•.
قربانی•می•تواند• جنبه•های•مادی•و•معنوی•انسان•را•به•هم•نزدیک•تر•کند•. همچنین•در•این•نظریه•، قربانی•کردن•موجب•راضی•و•آرام• کردن•امر•مقدس•می•شود•تا•خشونت•ویرانگرش•متوجه• فرد•یا•جامعة•قربانی•کننده•قرار•نگیرد؛ •بنابراین•قربانی• کردن•با•مفهوم•آمرزش•و•بخشودگی•نیز•مرتبط•می•شود• که•به•نظریة•«کفاره»•نزدیک•است•. هیوبرت•و•موس•از• مراسم•قربانی•به•عنوان•«کنشی•مذهبی•که•ضمن•آن•فرد• قربانی•کننده•از•طریق•وقف•قربانی•به•موجود•مقدس•، آمرزیده•می•شود»•یاد•می•کنند•(بوتبی.)275•:1۳84•، نمی•توان•در•خصوص•قربانی•سخن•گفت•و•به•فیلسوف• عصیانگر•فرانسوی•یعنی•ژرژ•باتای•اشاره•نکرد•.
قربانی• کردن•یکی•از•عناصر•بنیادین•تفکر•و•آثار•این•فیلسوف• تلقی•می•گردد•. وی•بر•این•باور•است•که•قربانی•کردن• نوعی•فزون•خرجی•با•هدفی•خاص•است•. مهم•ترین• سودمندی•قربانی•کردن•حیات•بخشی•است•. به•عبارت• دقیق•تر•، هر•مرگی•زندگی•را•معنابخش•می•کند•. مشاهدة•مرگِ •دیگری•، شهادت•به•زندگی•خود•است•. از•نظر•وی•قربانی•مانند•خنده•، گریه•، اروتیسم•و•هنر• همگی•عناصری•برای•برقرار•کردن•ارتباطات•هستند•. قربانی•امکان•ارتباط•با•جنبه•های•پنهانی•انسان•را•فراهم• •می•کند•و•یکی•از•مهم•ترین•آنها•حیات•است•. قربانی• عالوه•بر•اینکه•انسان•را•با•درونش•پیوند•می•زند•، با• دیگران•نیز•مرتبط•می•سازد«•.
قربانی•موجب•می•شود• تا•اضطراب•را•به•تمام•کسانی•مرتبط•کند•که•در•مرگ• قربانی•شرکت•کرده•اند•و•همین•آنها•را•با•هم•پیوند• •می•زند»•)•. (Hoffmann, 2011: 75قربانی•کردن•از•نظر• وی•تالقی•مرگ•و•زندگی•است. آنهایی•که•شاهد•مرگ• قربانی•هستند•از•اینکه•زنده•هستند•و•زندگی•شان•ادامه• دارد•سرخوش•اند•. رنه•ژیرار•1۳بیش•از•دیگر•متفکران•در•حوزة•قربانی• کردن•اشتهار•دارد•. نظریة•وی•با•عنوان•«سپر•بال»•14 از•نظریه•های•بحث•برانگیز•و•جدی•این•حوزه•محسوب• •می•گردد•. بسیاری•از•محققان•پیشین•متأثر•از•نظرات• وی•بودند•. از•نظر•ژیرار•موضوع•قربانی•به•طور•تنگاتنگ• با•خشونت•پیوند•خورده•است•.
همواره•چیزی•خواستنی• است•که•توسط•کسی•دیگر•نیز•خواستنی•باشد•. حال• هرچه•خواست•ها•در•مورد•خواستنی•ها•زیادتر•باشد•، رقابت•بیشتر•و•خشونت•نیز•بیشتر•تحریک•می•شود«•. بر• اساس•نظریة•تقلیدی•ژیرار•، فرهنگ•بشری•بر•خشونت• و•قتل•استوار•گشته•است•. انسان•های•اولیه•برای•عبور•از• مرحلة•زندگی•طبیعی•به•مدنیت•، از•مکانیسمی•استفاده• کرده•اند•که•او•آن•را•”مکانیسم•قربانی”•نام•می•نهد»• (صادقی•.)226•:1۳97•، برای•پرهیز•از•خشونتی•ویرانگر•، به•سپر•بال•نیاز•است•. یعنی•چیزی•یا•کسی•باید•از•بین• برود•تا•این•خشونتِ •انباشته•شده•تخلیه•گردد•.
با•نظریة• «همگی•به•شرط•منهای•یک»•با•از•بین•رفتن•آن•کس/ چیز•، انسجام•و•وحدت•باز•می•گردد•. بر•این•اساس•، قربانی• به•مثابه•یک•بهانه•یا•سپر•بال•برای•شانه•خالی•کردن•گروه• از•بار•مسئولیت•نیز•طرح•می•شود. نظریة•دیگری•نیز•پیر•سولیه•، روان-اسطوره•شناس•شهیر•، دارد•. بر•اساس•آن•قربانی•کردن•، عنصر•اساسی•تمدن•و• انسان•سازی•است•. وی•کتابی•در•این•خصوص•دارد•که• با•نگاهی•گذرا•به•آیین•های• قربانی•در•عصر•حاضر•با• قطعیت •می•توان•گفت•که• بزرگ•ترین•آیین•قربانی•که•توانسته•است•در•طول•تاریخ• 13. Rene Girard 14. Bouc emissaire 15.
Le sacrifice, Fondateure de civilisation et d'individuation 16. Lacan عید قربان 107دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 عبارت•است•از•: قربانی•، بنیانگذار•تمدن•و•تفرید•.15از• نظر•وی•گردیدن•چه•در•عرصة•تمدنی•و•چه•در•عرصة• تفریدی•فقط•با•قربانی•کردن•چه•به•صورت•مادی•و•چه• به•خصوص•به•صورت•روانی•ممکن•می•گردد•. هر•تحول•و• گذار•از•هر•مرحلة•تمدنی•و•فردی•مستلزم•قربانی•کردن• است•. تفرید•که•گذار•به•کمال•فرد•است•بنابراین•قربانی• کردن•نقش•تمدنی•و•تفریدی•دارد؛ •چنانچه•بدون•آن• پیشرفت•و•تکامل•ممکن•نیست•. همواره•برای•ایجاد• دگرگونی•های•اساسی•و•در•نتیجه•نظمی•نوین•، نیاز•به• قربانی•کردن•است•.
خروج•از•وضعیت•آشوبناک•و•ایجاد• وضعیتی•کیهانی•در•بسیاری•از•مواقع•با•قربانی•کردن• میسر•می•شود. نظریه•های•مرتبط•با•قربانی•به•نظریات•یادشده•محدود• نمی•شوند•و•نظریه•های•مهم•دیگری•نیز•وجود•دارند• که•امکان•پرداختن•به•آنها•وجود•ندارد؛ •برای•نمونه• •می•توان•از•آرای•زیگموند•فروید•یا•ژاک•لکان•16یاد•کرد• که•روان•شناسانی•بسیار•مؤثر•بودند•. 17. Kierkegaard پژوهشنامه فرهنگستان هنر 108دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 18. Saint Augustine 19. Levinas ادامة•حیات•بدهد•و•امروزه•نیز•به•عنوان•بزرگ•ترین•سنت• و•آیین•قربانی•خود•را•مطرح•می•کند•، آیین•عید•قربان• مسلمانان•است•.
عید•قربان•تمام•ویژگی•های•آیینی•خود• را•به•خوبی•حفظ•کرده•و•در•این•مورد•بی•نظیر•است•. قربانی•کردن•، بخشی•از•یک•آیین•بزرگ•و•گسترده•و•در• عین•حال•پیچیده••است. آیین•عید•قربان•مانند•همة•آیین•ها•و•روایت•های• باستانی•، هم•بخشی•از•زندگی•عملی•مردم•است•و•هم• بخشی•از•معرفت•شناسی•و•انسان•شناسی•. از•یک•سو• در•یک•آیین•بزرگ•و•از•احکام•عملی•و•واجبات•عملی• سخن•گفته•می•شود•و•از•سوی•دیگر•از•متن•و•کتاب• مقدس•که•امکان•خوانش•و•تفسیر•را•فراهم•می•آورد•. بهتر•است•یادآوری•شود•اگرچه•آیین•آن•امروزه•فقط• توسط•مسلمانان•برگزار•می•شود•، متن•مقدس•آن•با• تفاوت•هایی•میان•ادیان•ابراهیمی•مشترک•است•.
عید• قربان•عیدی•فردی•و•در•عین•حال•جمعی•است•. به• عبارت•دقیق•تر•هم•یک•فرایند•فردی•برای•تک•تک•افراد• جامعه•محسوب•می•شود•و•هم•باید•به•عنوان•یک•کنش• آیینی•جمعی•مورد•توجه•قرار•گیرد•. عید•قربان•یادآور• به•قول•کیرکگار«•17شهسوار•یگانه•یگانه•پرستی»•یعنی• ابراهیم•است•که•پس•از•سال•ها•صاحب•فرزند•پسری• شد•و•هنگامی•که•به•نوجوانی•برومند•تبدیل•شد•خداوند• از•او•خواست•تا•پسرش•را•قربانی•کند•. حال•ابراهیم•در• معرض•بزرگ•ترین•آزمون•زندگی•خویش•قرار•دارد•که•از• همة•آزمون•های•پیشین•به•مراتب•دشوارتر•و•حساس•تر• است•. هاجر/سارا•مادر•اسماعیل/اسحاق•چه•واکنشی• خواهد•داشت•.
اما•همان•طور•که•ابن•عربی•مسلمان•، سنت•اگوستین•18یا•کیرکگار•مسیحی•و•یا•لویناس•19 یهودی•می•گویند•این•شهریار•و•شهسوار•توحید•هیچ• تردیدی•برای•انجام•رؤیای•خود•به•دل•راه•نداد•و•با•ایمان• خود•، آیینی•ماندگار•را•پایه•گذاری•نمود. یادآوری•می•شود•، آیین•مجموعه•ای•از•کنش•های• معناروایت•داری•هستند•که•به•منظور•تجلیل•و•بزرگداشت• شخصیت•، مفهوم•یا•رویدادی•الگویی•، نمونه•ای•و•قدسی• اطالق•می•شود•. هدف•آیین•، تبیین•و•یادآوری•و•آموزش• انسان•ها•برای•چگونه•بودن•و•زندگی•کردن•است؛ •بنابراین• آیین•ها•موقعیتی•برای•نمایش•و•تکرار•و•همبودی•با• روایت•های•مقدس•و•تشرف•و•تمرین•کردن•محسوب• •می•گردند•.
آنها•برای•سرگرمی•و•یا•تفنن•نیستند؛ •بلکه• تشرفاتی•برای•آموختن•و•برای•شدن•هستند•. تفاوت•آیین• با•اسطوره•در•این•است•که•پیا ِم•آیین•ها•نمایشی•و•از•جنس• مشارکت•و•تمرین•است•. به•بیان•دیگر•، همه•می•کوشند• تا•آیین•را•مانند•اصل•آن•اجرا•نمایند•. آیین•ها•همچون• اسطوره•ها•همواره•متن•هایی•باز•و•گشوده•هستند•. در•واقع•، آیین•ها•نظام•کنشی•اسطوره•ها•، و•اسطوره•ها•ترجمة•کالمی• آیین•ها•تلقی•می•گردند•. همان•طور•که•اسطوره•ها•در•مقابل• افسانه•ها•قرار•می•گیرند•، آیین•ها•نیز•در•مقابل•کارناوال•ها• 20. Hypotexte 21. Hypertexte 109دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 قرار•می•گیرند•و•با•باورها•و•هویت•های•فرهنگی•سروکار• دارند•.
به•این•معنا•که•هر•دوره•این•قالب•می•تواند•با•حفظ• مضمون•اصلی•، مصداق•ها•و•معانی•تازه•ای•به•خود•بگیرد. به•همین•دلیل•، از•نظر•مسلمانان•عید•قربان•فقط•برای• یادآوری•کنشی•بی•مانند•از•مردی•بی•نظیر•در•عرصة• توحید•نیست؛ •بلکه•همانند•همة•آیین•ها•کنشی•برای• تکرار•کردن•و•برای•گردیدن•است•و•همانند•همة•آیین•ها• حامل•معنا•و•پیام•است•. یعنی•همة•افراد•نقش•ابراهیم• را•ایفاء•خواهند•کرد•. مضمون•اصلی•گذشتن•از•بهترین• و•عزیزترین•کسان•و•چیز•ها•برای•تحقق•حق•و•نزدیکی•، یعنی•قربت•به•حق•، است؛ •برداشت•فاصله•ها•و•حائل•ها• میان•انسان•و•حقیقت•است•.
کسی•که•بتواند•از•عزیزترین• کس••-فرزندی•که•سال•های•دراز•آرزو•می•کرد••-بگذرد• بی•شک•می•تواند•از•حق•الناس•و•از•تعدی•به•مال•و• ناموس•دیگران•نیز•به•سادگی•بگذرد•. کسی•که•از•مال• دنیا•مدتی•را•فقط•با•یک•کفن•سپری•نماید•و•در•سادگی• و•عبودیت•خالصانه•سعی•و•تالش•کند•، سپس•در•عرفان• عرفه•غرق•شود•و•در•پایانْ •همة•امیالش•را•ذبح•نماید•، او• تشرف•یافته•است•. در•این•صورت•است•که•سعی•برایش• سعادت•، عرفه•برایش•عرفان•و•قربان•برایش•قربت•به• ارمغان•خواهد•آورد•. فقط•در•این•صورت•است•که•شکل• اصیل•آیینی•خود•را•حفظ•می•کند•. در•واقع•، شکل•نخستین•روابط•ترامتنی•را•می•توان•در• کتاب•های•مقدس•میان•تورات•، انجیل•و•قرآن•کریم• مشاهده•نمود•.
این•احتمال•وجود•دارد•کتاب•هایی•نیز• پیش•از•تورات•به•این•واقعه•اشاره•داشته•باشند؛ •اما•آن• متنی•که•موجب•جاودانگی•و•ماندگاری•قربانی•کردن•و• روایت•آن•شد•همانا•تورات•است•. سپس•این•داستان•در• انجیل•بازتابیده•شد•و•به•همین•دلیل•، رابطة•ترامتنی•میان• تورات•به•عنوان•پیش•متن•20و•انجیل•به•عنوان•بیش•متن•21 برقرار•گردید•. سپس•قرآن•مجید•این•روایت•را•البته•با• تغییراتی•حکایت•کرد•. رابطة•میان•داستان•قربانی•کردن• در•تورات•و•انجیل•با•همین•داستان•در•قرآن•مجید• رابطة•بیش•متنی•همراه•با•تغییراتی•است•. برای•نمونه•در• تورات•و•انجیل•این•اسحاق•است•که•آمادة•قربانی•شدن• •می•شود؛ •اما•در•قصة•قرآنی•، اسماعیل•است•که•چنین• افتخاری•پیدا•می•کند•.
در•سورة•صافات•آیة••102آمده• است«•: همانا•در•خواب•دیدم•تو•را•قربانی•می•کنم»•و• فرزند•در•پاسخ•می•گوید«•: آنچه•را•بدان•مأمور•شده•ای• انجام•بده•. ان•شاء•اهلل•مرا•از•شکیبایان•خواهی•یافت»•البته• در•اینجا•قصد•نداریم•به•روابط•ترامتنی•این•کتاب•های• مقدس•بپردازیم؛ •زیرا•این•موضوع•بحثی•مستقل•توسط• کارشناسان•متخصص•آن•حوزه•را•می•طلبد•. فقط•باید•این• موضوع•یادآوری•گردد•که•روابط•میان•متنی•کتاب•های• مقدس•، زمینه•ای•مناسب•برای•روابط•ترامتنی•آثار•هنری• به•خصوص•نقاشی•در•این•موضوع•فراهم•می•آورد••. نقاشیهای قربانی طبیعی•است•که•این•روایت•و• قصة•پرکشش•، نظر•بسیاری• کردن ابراهیم از•ادبیان•و•هنرمندان•را•در• عرصه•های•گوناگون•ادبی•و•هنری•جلب•نماید•.
آثار• هنری•متعددی•بر•اساس•این•روایت•خلق•شده•و•آثار• نقاشی•زیادی•به•این•موضوع•پرداخته•است•. بزرگ•ترین• هنرمندان•و•نقاشان•مسیحی•و•مسلمان•به•دور•از•چشم• شمایل•شکنان•کوشیده•اند•تا•این•رویداد•بزرگ•را•با• توجه•به•دریافت•مذهب•و•شخص•خودشان•به•تصویر• بکشند•. هنرمندان•مسلمان•نیز•به•شکل•ها•و•در•سبک•ها•، مکاتب•و•دوره•های•گوناگون•به•تصویرسازی•این•صحنه•، بیشتر•به•واسطة•کتاب•های•قصص•االنبیاء•یا•آثار•ادبی•، پرداخته•اند(•. تصاویر•1تا••)۳در•این•صورت•وقتی•که• متنِ •ارجاعی•هنرمندان•کتاب•هایی•مانند•قصص•االنبیاء• یا•اشعار•شاعرانی•باشد•که•به•این•موضوع•اشاره•داشته•اند•، رابطة•بینامتنی•و•بیش•متنی•پیچیده•تر•می•شود؛ •زیرا• آنها•که•خود•بیش•متنی•قرآن•هستند•و•از•آن•برگرفته• شده•اند•، به•پیش•متنی•آثار•نقاشی•تبدیل•می•شوند•.
نقاشی•اروپایی•نیز•به•همان•میزان•به•تصویرسازی•این• روایت•پرداخته•است•. برخی•از•برجسته•ترین•هنرمندان• صاحب•نام•اروپایی•به•این•روایت•قربانی•کردن•توجه• کرده•اند•و•مهارت•و•معرفت•خود•را•در•معرض•نمایش•و• پژوهشنامه فرهنگستان هنر 110دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 تصاویر••1تا••.۳نگاره•هایی•از•ذبح•حضرت•اسماعیل؛ •منبع•سایت•بساتین؛ •www. basatin. ir تصویر••.4قربانی•کردن•اسحاق•، کاراواجو•160۳•، م•104•ו1۳5••، سانتی•متر 22. Gerhardt 23. Wilhelm Von Reutern 24. Chagall تصویر••.5قربانی•کردن•ابراهیم•، اثر•محمد•زمان1096•، ه.
ق•، . انستیتو•مطالعات•شرقی• آکادمی•علوم•روسیه•، سن•پترزبورگ است•همچنین•باید•گفت•که•نقاشان•دسته•سومی•هم• هستند•که•مرزهای•فرهنگی•را•شکسته•و•کوشیده•اند• تا•در•خلق•اثر•، از•فرهنگی•دیگر•چه•در•محتوا•و•چه•در• سبک•و•حتی•موتیف•ها•بهره•ببرند؛ •نمونة•شاخص•این• افراد•محمد•زمان•است•که•در•دورة•صفویه•به•سبک• اروپایی•به•نقاشی•این•روایت•می•پردازد(•. تصویر••)5 111دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 قضاوت•قرار•داده•اند•. کاراواجو•یکی•از•مهم•ترین•نقاشانی• است•که•می•توان•از•او•نام•برد؛ •اما•این•روند•تا•رامبراند•، گرهارد•22ویلهم•فون•روترن•2۳و•شاگال•24نیز•ادامه•دارد•.
نقاشی•کاراواجو•در•این•خصوص•یک•اتفاق•بزرگ• محسوب•می•شود•و•تأثیری•زیاد•بر•نقاشی•های•پس• از•خود•داشته•است(•. تصویر••)4از•نقطه•نظر•ترامتنی•، این•نقاشی•یکی•از•پیش•متن•های•اصلی•بسیاری•از• بیش•متن•های•پس•از•خود•محسوب•می•گردد•. نقاشی• اصلی•وی•در•فلورانس•نگهداری•می•شود•. حتی•نقاشی• کم•و•بیش•مشابهی•نیز•وجود•دارد•که•منتسب•به•او•یا•به• مکتب•اوست•که•در•پرینستون•نیوجرسی•آمریکا•محفوظ• اشتراکات: •هر•دو•اثر•یک•لحظة•واحد•و•لحظة•اصلی•روایت•را•به•تصویر•می•کشند؛ تصویر••.6قربانی•ابراهیم•، رامبراند16۳6•، م•195•ו1۳۳•، .
سانتی•متر•، هرمیتاژ •در•هر•دو•دست•راست•ابراهیم•توسط•فرشته•گرفته•شده•است؛ •در•هر•دو•دست•چپ•ابراهیم•روی•سر•اسماعیل/اسحاق•است؛ •در•هر•دو•فرشته•بالدار•از•باال•وارد•شده•و•در•هوا•به•حالت•تعلیق•است. پژوهشنامه فرهنگستان هنر 112دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 محققان•بر•این•نظر•هستند•که•رامبراند•از•شخصیت•و• نقاشی•کاراواجو•به•خوبی•متأثر•شده•است•و•نقاشی•قربانی• شدن•اسحاق•را•با•توجه•به•همین•تأثیرپذیری•کشیده• است(•. تصویر••)6البته•نقاشی•رامبراند•به•دلیل•خالقیت• و•سبک•خاص•خود•تقلید•محسوب•نمی•شود•و•یکی• از•زیباترین••-اگر•گفته•نشود•زیباترین•–•نقاشی•های• غربی•در•این•موضوع•به•حساب•می•آید•.
به•نظر•می•رسد• فرشچیان•در•خلق•«آزمون•بزرگ»•هر•دو•اثر•را•دیده• باشد؛ •اگرچه•بیشتر•متأثر•از•کار•رامبراند•است(•. تصویر••)7 در•اینجا•کوشش•می•شود•تا•بر•مشابهت•های•بینامتنی•این• دو•اثر•تأکید•گردد•. پیش•از•آغاز•مطالعة•بینامتنی•دو•اثر• رامبراند•و•فرشچیان•بهتر•است•یادآوری•شود•که•هر•اثری• و•در•اینجا•به•خصوص•«آزمون•بزرگ»•از•پیش•متن•هایی• متعدد•در•فرهنگ•های•غربی•و•ایرانی-اسالمی•متأثر•بوده• است•و•بی•تردید•این•اثر•در•شکل•گیری•، فقط•متأثر•از• نقاشی•رامبراند•نبوده•و•نگارهای•ایرانی•نیز•مورد•توجه• قرار•گرفته•است•که•به•آنها•نیز•اشاره•ای•مختصر•می•شود•.
برای•آغاز•مناسب•است•به•توصیف•برخی•از•مهم•ترین• اشتراکات•و•تفاوت•ها•به•صورت•فهرست•وار•اشاره•و•سپس• به•بررسی•و•تحلیل•آنها•پرداخته•شود•. •چشمان•اسحاق•با•دست•ابراهیم•پوشیده•شده•است•ولی•چشمان•اسماعیل•با•چشم•بند. چنانچه•مالحظه•می•شود•موضوع•هر•دو•نقاشی•لحظه•ای• است•که•ابراهیم•همة•مراحل•را•گذرانده•و•اسحاق/ اسماعیل•را•در•موضع•قربانی•قرار•داده•و•چاقو•را•برای•ذبح• کردن•در•دست•گرفته•است•و•این•هنگام•، درست•آخرین• لحظه•پیش•از•قربانی•کردن•است•. در•اثر•فرشچیان•فضا• و•عناصر•اصلی•زاویه•و•میدان•دید•بی•تأثیر•از•اثر•رامبراند• نیست•.
حتی•نحوة•کنش•قربانی•کردن•این•دو•نیز•به•هم• نزدیک•است•. ترکیببندی تفاوتها: •در•اثر•فرشچیان•، فرشته•یک•گوسفند•آورده•است•ولی•در•اثر•رامبراند•گوسفندی•نیست؛ •اسحاق•رامبراند•نیمه•عریان•است•و•اسماعیل•فرشچیان•پوشیده•است؛ •فرشتة•رامبراند•واقع•گرایانه•تر•است•و•فرشتة•فرشچیان•خیالی•تر؛ 11۳دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 تصویر••.7قربانی•شدن•حضرت•اسماعیل•، محمود•فرشچیان•1۳76•، ه. ش•102•ו82•، . سانتی•متر هر•دو•اثر•در•کادری•عمودی•به•تصویر•کشیده•شده•اند؛ • برخالف•برای•مثال•کاراواجو•که•همین•صحنه•را•افقی• به•تصویر•کشیده•است•.
در•هر•اثر•یک•منحنی•فرضی•از• فرشته•تا•ابراهیم•و•از•ابراهیم•تا•بدن•اسحاق/اسماعیل• محور•هندسی•را•شکل•می•دهد•. این•ترکیب•بندیِ •هاللی• که•از•باالی•سمت•چپ•تصویر•شروع•می•شود•و•به•پایین• همان•سمت•امتداد•می•یابد•، در•نقاشی•رامبراند•به•دلیل• امکان•استفادة•بیشتر•از•نور•و•تاریکی•، سایه•و•روشن•بهتر• به•نمایش•گذاشته•شده•است؛ •برای•نمونه•سمتی•که• فرشته•قرار•دارد•روشنایی•است•و•سمت•مخالف•تاریکی•. این•تقسیم•بندی•مانوی•گرایانه•یا•دوگانه•گرایانه•در•نقاشی• ایرانی•دیده•نمی•شود•. وقتی•این•دو•با•ترکیب•بندی•کارهایی• دیگر•چه•اروپایی•و•چه•ایرانی•مقایسه•شوند•، نزدیکی•شان• بیشتر•نمایان•می•گردد؛ •برای•مثال•نقاشی•کاراواجوی• ایتالیایی•از•یک•ترکیب•بندی•مثلثی•پیروی•می•کند•و•اثر• روترن•آلمانی•(تصویر••)8نیز•از•یک•ترکیب•بندی•خطی• عمودی•تبیعت•می•کند•که•فرشته•در•باال•سپس•ابراهیم•و• در•آخر•اسحاق•قرار•دارد•.
شاید•نیازی•نباشد•که•گفته•شود• نقاشی•اروپایی•از•تمام•بضاعت•های•مربوط•به•پرسپکتیو• بهره•برده•است؛ •اما•نگارگری•ایرانی•از•آن•گریزان•است•. از•این•جهت•، نزدیکی•بیش•متن•فرشچیان•به•پیش•متن• رامبراند•بیشتر•از•نزدیکی•بیش•متن•رامبراند•به•پیش•متن• کاراواجو•است•. ابراهیم: تصویر••.8ابراهیم•اسحاق•را•قربانی•می•کند•، گرهارد•ویلیام•ون•روترن1849•، م. که•بر•اهمیت•او•می•افزاید•همچنین•دو•دست•او•با•فاصلة• بیشتری•از•هم•قرار•دارند؛ •چنانچه•یکی•در•آسمان•و• دیگری•در•زمین•، یکی•متصل•به•فرشته•و•دیگر•متصل• به•اسحاق•است•. این•فاصله•در•اثر•فرشچیان•کمتر•است•.
در•مورد•گرفتن•دست•ابراهیم•توسط•فرشته•نیز•باید• گفت•در•نگاره•های•ایرانی-اسالمی•کمتر•مشاهده•شده• که•فرشته•دست•ابراهیم•را•بگیرد•بلکه•فرشته•با•کمی• پژوهشنامه فرهنگستان هنر 114دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 ابراهیم•مهم•ترین•شخصیت•این•روایت•و•کنشگر•اصلی• است•. او•از•یک•سو•به•فرشته•و•از•سوی•دیگر•به•اسحاق/ اسماعیل•دو•شخصیت•اصلی•دیگر•مرتبط•است•. چهرة• ابراهیم•نزد•رامبراند•نورانی•است•و•وضعیت•ترکیب•بندی• •بر•آن•تاکید•می•کند•. این•ویژگی•در•چهرة•ابراهیم• فرشچیان•کمتر•خودنمایی•می•کند•. صورت•ابراهیم•در• هر•دو•تصویر•بیانگر•درگیریِ •درونی•و•رنجی•است•که• •می•برد•.
موهای•سفید•نشان•از•پیری•او•دارد؛ •به•خصوص• وقتی•که•با•بدن•برنا•و•موهای•سیاه•پسرش•مقایسه• •می•شود•. با•این•حال•، ابراهیم•رامبراند•قدرت•بیشتری•از• خود•نشان•می•دهد•. او•درست•در•مرکز•نقاشی•قرار•دارد• فرشتهها: در•دو•نقاشی•یاد•شده•، دو•فرشته•اصلی•وجود•دارد•که• به•شدت•از•برخی•لحاظ•شبیه•هم•هستند•: نخست•اینکه• هر•دو•میان•زمین•و•آسمان•قرار•دارند•که•بیانگر•آمدن• از•آسمان•به•سوی•ابراهیم•است؛ •شباهت•دیگری•که• •می•تواند•نظر•محققان•را•جلب•نماید•به•فرشته•مربوط• •می•شود•. نخست•اینکه•فرشتة•این•دو•نقاشی•در•سمت• 115دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 فاصله•در•حال•ابالغ•فرمان•خدا•است؛ •اما•در•«آزمون• بزرگ»•همانند•اثر•رامبراند•فرشته•دست•ابراهیم•را• گرفته•است•.
این•ارتباط•تن•به•تن•و•پیوستگی•فرشته• با•ابراهیم•بیانگر•این•است•که•ابراهیم•به•کنش•بریدن• بسیار•نزدیک•بوده•و•امتحان•را•تقریباً•تا•انتها•پیش• رفته•است•. در•مورد•چاقو•نیز•می•توان•به•اشاره•گفت• که•چاقو•در•نقاشی•رامبراند•از•دست•ابراهیم•رها•شده• و•در•هوا•معلق•و•در•حال•سقوط•به•زمین•است•. این• چاقوی•معلق•و•بدن•اسحاق•نوعی•دلهره•ایجاد•می•کند؛ • چاقو•در•نقاشی•فرشچیان•کمتر•به•چشم•می•آید•و•رنگ• آن•سفید•و•مالیم•است•و•از•دست•ابراهیم•جدا•نشده• است•. جالب•اینکه•هر•دو•ابراهیم•برای•چاقوهای•خود• غالف•دارند•که•به•دور•کمر•بسته•شده•اند•.
اما•غالف•چاقو• نزد•رامبراند•سمت•راست•ابراهیم•و•نزد•فرشچیان•سمت• چپ•او•قرار•دارد•که•از•نظر•کاربردی•جهتی•که•رامبراند• انتخاب•کرده•، مناسب•تر•است؛ •زیرا•هر•دو•ابراهیم•راست• دست••هستند•. چپ•تصویر•قرار•دارند•. دوم•اینکه•هر•دو•به•یک•شیوه• دست•ابراهیم•را•گرفته•اند؛ •یعنی•با•دست•راست•خود•، دست•راست•ابراهیم•را•گرفته•اند•. البته•در•اینجا•یک• تفاوت•ظریف•وجود•دارد•و•آن•این•است•که•فرشتة• فرشچیان•از•روی•آستین•دست•ابراهیم•را•گرفته•است•و• در•اثر•رامبراند•دست•ابراهیم•به•طور•مستقیم•در•دست• فرشته•قرار•دارد•. تفاوت•رابطة•بدن•به•بدن•و•دست•به•دست• در•این•دو•نیز•با•توجه•به•نوع•ارتباط•میان•پیامبر•و•فرشته• در•دو•نگاه•مختلف•قابل•تفسیر•است•.
همچنین•هر•دو• فرشته•دست•چپ•خود•را•به•طرف•آسمان•بلند•کرده•و• آسمان•را•نشان•می•دهند؛ •یعنی•اینکه•به•فرمان•خدا•باید• از•ذبح•اسحاق/اسماعیل•دست•بکشد•. به•اضافه•اینکه•هر• دو•در•یک•جایگاه•نسبت•به•ابراهیم•قرار•گرفته•اند•. در• هر•دو•نقاشی•فرشته•همزمان•دو•کنش•انجام•می•دهد•: نخست•کنش•بدنی•برای•گرفتن•دست•ابراهیم•و•دوم• کنش•گفتاری•برای•ابالغ•فرمان•الهی•مبنی•بر•نکشتن• اسحاق•/ابراهیم•. وجود•سه•فرشته•در•این•نگاره•یادآور•نگاره•ای•در•مکاتب• گذشته•است؛ •برای•نمونه•اثری•وجود•دارد•که•در•آن• پنج•فرشته•حضور•دارد•که•احتماالً•یکی•از•آنها•جبرئیل• است•.
وجود•فرشته•در•سراسر•آسمان•نزد•نگارگر•ایرانی• •می•تواند•برخاسته•از•باور•وی•باشد•که•جهان•، سراسر• مملو•از•فرشتگانی•است•که•به•تسبیح•خدا•می•پردازند•و• شاهدان•اعمال•انسان•ها•هستند•. در•اینجا•فرشته•خودش• را•نمایندگی•نمی•کند•و•این•او•نیست•که•فرمان•می•دهد؛ • زیرا•فرمان•او•برای•ابراهیم•اهمیتی•ندارد•و•این•را•خود• فرشته•هم••می•داند•. فرشته•خدا•را•نمایندگی••می•کند•یعنی• همان•کسی•که•فرمان•داده•است«•: فرزندت•را•بکش!»• حال•فرمان•می•دهد«•: فرزندت•را•نکش!»•آزمون•تمام•شد• و•ابراهیم•موفق•بیرون•آمد•. دستی•که•از•سوی•فرشته•باال• را•نشان•می•دهد•، می•خواهد•مشروعیت•خویش•را•اثبات• نماید؛ •بنابراین•فرشته•حضوری•برای•یک•غیاب•است•.
اسحاق /اسماعیل: پژوهشنامه فرهنگستان هنر 116دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 مهم•ترین•شباهت•را•می•توان•در•نحوة•قرار•گیری•اسحاق/ اسماعیل•مشاهده•نمود؛ •زیرا•در•این•دو•نقاشی•اسحاق/ اسماعیل•نه•فقط•به•یک•جهت•قرار•گرفته•است•، بلکه• نحوة•قرارگیری•پاهای•آنها•نیز•بی•شباهت•به•هم•نیست•. اسحاق/اسماعیل•سرش•در•جایی•فراتر•قرار•داده•شده• است•و•در•هر•دو•اثر•، دست•چپ•ابراهیم•سر•قربانی• را•گرفته•است•. البته•در•نقاشی•رامبراند•دست•ابراهیم• قدرتمندانه•و•قاهرانه•تمام•صورت•اسحاق•را•گرفته•و• در•آن•تا•حدی•خشونت•دیده•می•شود؛ •اما•در•نقاشی• فرشچیان•، دست•چپ•ابراهیم•باالی•سر•اسماعیل•را• گرفته•و•روی•چشمانش•نیز•با•چشم•بندی•پوشیده•شده• است•تا•نبیند•.
در•ضمن•بدن•ابراهیم•در•نقاشی•رامبراند• مسلط•و•چیره•بر•بدن•اسحاق•است•و•به•همین•دلیل• ابراهیم•را•مصمم•تر•و•آماده•ترنشان•می•دهد؛ •اما•بدن• ابراهیم•در•نگارگری•ایرانی•با•فاصله•از•اسماعیل•قرار• دارد•گویی•که•میل•کمتری•به•این•عمل•دارد•یا•دست•کم• کمتر•آماده•است•. بدن•اسحاق•در•اثر•رامبراند•با•نور•و•روشنایی•بسیار• از•ارزش•زیادی•برخوردار•شده•است؛ •بدنی•که•از•نظر• آناتومی•خوب•و•از•نظر•پوست•و•زیبایی•به•بهترین•شکل• به•تصویر•کشیده•شده•است•تا•جنبة•حماسی-تراژدی• این•نقاشی•را•افزایش•دهد•. آن•که•در•حال•قربانی•شدن• است•، سالم•و•جوان•و•زیباست•که•به•نوبة•خود•حد•نهایی• ایثار•ابراهیم•را•به•نمایش•می•گذارد•.
در•مقابل•، بدن• اسماعیل•پوشیده•شده•است•و•قرار•نیست•به•نمایش• گذاشته•شود•. به•خصوص•اینکه•لباس•سفید•اسماعیل• هم•به•پاکی•وی•اشاره•دارد•و•هم•به•آمادگی•وی؛ •زیرا•تا• حدی•یادآوری•لباس•احرام•نیز•است•. یکی•از•موارد•جالب•توجه•این•دو•نقاشی•بستن•چشمان• اسحاق/اسماعیل•است؛ •به•شکلی•که•وی•نتواند•صحنه• را•ببیند•و•ابراهیم•نیز•نتواند•چشمان•فرزندش•را•هنگام• قربانی•کردن•مشاهده•نماید•. البته•در•بسته•نگاه•داشتن• چشمان•، دو•نقاشی•با•هم•تفاوت•دارند•: ابراهیمِ •رامبراند• طوری•با•دستانش•جلوی•چشم•و•دهان•اسحاق•را•گرفته• است•که•گویی•نه•می•خواهد•او•را•ببیند•و•نه•حرف•• زدن•او•را•بشنود؛ •اما•فرشچیان•با•پارچه•ای•سفید•چشم• اسماعیل•را•بسته•است•که•در•سنت•های•نگارگری•ایرانی• این•بستن•چشم•اسماعیل•به•تواتر•سابقه•دارد•.
اما•این•بسته•شدن•چشم•و•در•واقع•ندیدن•صورت•و• گوسفند: حضور•گوسفند•در•نگارة•فرشچیان•و•غیبت•آن•در• نقاشی•رامبراند•از•تفاوت•های•جدی•آیکونولوژیک• محسوب•می•گردد•. گوسفند•نگارة•ایرانی•سفید•است• و•شاخی•استوار•دارد؛ •اما•سر•به•پایین•دارد•که•نشان• از•سالمت•و•نرمی•وی•است•. این•گوسفند•به•عنوان• هدیه•ای•آسمانی•با•گیاهان•تزیین•شده•و•آماده•در•مقابل• ابراهیم•و•اسماعیل•ایستاده•است•. در•واقع•، از•بزرگ•ترین• 117دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 به•خصوص•چشم•قربانی•انسانی•موضوعی•است•که• لویناس•در•مورد•آن•مباحث•فلسفی•خاصی•را•مطرح• کرده•است•.
لویناس•بر•این•باور•است«•: دیگری•به•من• فرمان•می•دهد•که•قتل•نکنم•، اما•وسیله•ای•در•دست• ندارد•که•مرا•به•اطاعت•از•این•فرمان•وادارد»•(دیویس•، •.)100•: •1۳86از•نظر•وی•وجود•انسانی•به•خصوص• صورت•او•و•به•ویژه•چشمانش•حکم•انسانی•و•الهی• •می•کند•. قتل•نکن•که•از•فرامین•الهی•به•خصوص•برای• یهودیان•محسوب•می•شود•، از•نظر•این•فیلسوف•بیش• از•هر•چیز•در•چشمان•انسان•خوانش•می•شود•. به•باور• لویناس•حکم•الهی•پیش•از•اینکه•به•واسطة•فرشته•جاری• شود•، به•واسطة•چهرة•اسحاق•جاری•شده•بود•. این•چهره• حکم•می•کرد«•: نکش!»•اما•هر•دو•هنرمند•چهره•را• پوشانده•اند•و•به•صورت•ناخودآگاه•از•این•حکمِ •صورت• سرباز•می•زنند•و•آماده•اند•تا•بکشند•.
تفاوت•های•نقاشی•رامبراند•با•تقریباً•همة•نقاشی•های• غربی•و•اسالمی•، نبود•گوسفند•برای•قربانی•کردن•است•. گویا•برای•این•نقاش•صرف•قربانی•کردن•فرزند•مهم• است•. با•توجه•به•مطالبی•که•به•عنوان•بالگردانی•گفته• شد•و•باید•این•قربانی•کردن•از•اسحاق/اسماعیل•به•یک• گوسفند•منتقل•گردد•، رامبراند•به•این•قاعده•بی•توجهی• می•کند•تا•اصل•ذبح•کردن•و•جلوگیری•از•آن•برجسته•تر• بنماید•. فریزر•با•مطالعة•انواع•بالگردانی•ها•می•نویسد•: «گاهی•بالگردان•حیوانی•آسمانی•است»•(فریزر•:1۳98•، •.)61۳در•بسیاری•از•روایت•ها•حیوانی•مقدس•یا•آسمانی• برای•دور•شدن•انسان•ها•از•یک•آسیب•و•گزند•معرفی•و• طی•مراسمی•قربانی•می•شود•.
از•این•جهت•نقاشی•رامبراند•یک•استثناء•به•حساب• •می•آید•. بدین•ترتیب•با•حذف•یکی•از•عناصر•اصلی• روایت•، یعنی•گوسفند•، رامبراند•تفاوت•نگاه•خود•را•به• نمایش•می•گذارد•. به•بیان•دیگر•، می•کوشد•تا•با•حذف• این•عنصر•به•عناصر•دیگر•ارزشمندی•بیشتری•بدهد•. موضوع•تبدیل•شدن•قربانی•از•اسحاق/ابراهیم•به• گوسفند•، خود•موضوعی•مهم•است•که•توسط•برخی• از•محققان•به•عنوان•گذار•از•قربانی•انسانی•به•قربانی• حیوان•یاد•شده•است•. به•عبارت•دیگر•، برخی•بر•این• باورند•که•قربانی•کردن•ابراهیم•در•عین•آزمودن•وی• درسی•برای•نحوة•قربانی•کردن•اقوامی•بود•که•انسان•را• قربانی•می•کردند•.
در•همین•خصوص•است•که•برخی•از•متفکران•مانند• کیرکگار•ابراهیم•را•در•مقابل•آگاممنون•25، سردار•یونانی•ها• در•نبرد•تروا•، قرار•می•دهند؛ •زیرا•آگاممنون•دختر•کوچک• و•بی•گناه•خویش•را•قربانی•می•کند•تا•بادهای•موافق•بوزد• و•کشتی•ها•به•طرف•تروا•حرکت•نمایند•. بدین•وسیله•با• ریختن•خون•دخترش•سرنوشت•شومی•نیز•برای•خود• رقم•می•زند؛ •چنانچه•پس•از•بازگشت•به•خانه•توسط• همسرش•کشته•می•شود•. همچنین•باید•افزود•که•این• گوسفند•موضوع•پژوهش•های•روان•شناسانی•مانند•لکان• نیز•شده•است•. لکان•بر•روی•گوسفند•و•به•خصوص• شاخ•های•او•در•نقاشی•کاراواجو•متمرکز•می•شود•.
البته•می•توان•دراینجا•یادآوری•کرد•که•رامبراند•با• سایه•روشن•ها•کوشیده••است•تا•عناصر•مهم•نقاشی•خود• به•خصوص•سه•شخصیت•اصلی•را•برجسته•سازی•نماید•. نور•که•از•باال•می•آید•صورت•ابراهیم•و•دست•هایش•را• همچنین•بدن•اسحاق•و•دستان•و•صورت•فرشته•را• روشن•و•برجسته•کرده•است•. در•صورتی•که•در•نگارگری• ایرانی•به•دلیل•طبیعت•نگارگری•، از•این•دوگانه•ها•و• برجسته•سازی•ها•چندان•بهره•برده•نمی•شود•. خوب•است• به•این•نکته•نیز•اشاره•شود•که•هدف•این•تحلیل•بررسی• همة•ابعاد•نمادین•این•دو•نگاره•نیست•که•این•نیازمند• نوشتاری•مفصل•است•و•فقط•به•جنبه•های•تطبیقی• بسنده•شده•است•.
موضوعات•مشترک•بینامذهبی• یا•بینافرهنگی•صحنه•ها•و• شاخص•هایی•برای•مقایسه•و• مطالعة•متفکران•و•هنرمندان•تمدن•ها•و•فرهنگ•های• گوناگون•هستند•. روایت•قربانی•شدن•اسماعیل/اسحاق• توسط•حضرت•ابراهیم•یکی•از•معروف•ترین•زمینه•های• همکاری•، تقابل•، رقابت•و•تطبیق•میان•مذاهب•توحیدی• یعنی•یهودیت•، مسیحیت•و•اسالم•در•حوزة•تفکر•و•هنر• است•. بی•تردید•تفسیر•کتاب•های••مقدس•، تحلیل•متفکران• و•تصویر•هنرمندان•به•طور•تنگاتنگی•با•هم•مرتبط•هستند؛ • اما•در•این•مقاله•از•میان•انبوهی•از•پیکره•های•قابل•مطالعه• به•دو•پیکرة•هنری•و•به•طور•دقیق•تر•نقاشانه•از•دو•فرهنگ• اروپایی-مسیحی•و•ایرانی-اسالمی•بسنده•شد•.
در•واقع•، هنگامی•که•موضوع•واحدی•را•هنرمندانی• متفاوت•در•عرصه•های•فرهنگی•گوناگون•مورد•توجه• قرار•می•دهند•، روش•تحقیق•متناسبی•نیز•برای•مطالعة• این•آثار•می•طلبد•. برای•چنین•مطالعه•ای•فرض•بر•این• است•که•هنرمندانِ •برجسته•همواره•از•هنرمندان•پیش• از•خود•بهره•برده•اند•و•هیچ•گاه•بدون•توجه•به•آثار•بزرگان• در•این•زمینه•به•خلق•اثر•دست•نزده•اند•. پس•موضوع•، چگونگی•بررسی•شبکه•ای•از•نقاشی•ها•برای•یافتن• داد•و•ستدهای•بینامتنی•و•بیش•متنی•است•. همچنین• ناگفته•پیداست•که•بهره•گیری•بینا-بیش•متنی•26نه•فقط• 25. Agamemnon 26.
Inter-Hypertextuel پژوهشنامه فرهنگستان هنر 118دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 نتیجه 28. Pastiche 29. Transposition 30. Palimpsestes 31. Trans-stylistique 32. Trans-spacial 33. Transpersonnage 34. Transvotivation 27. Appropriation 119دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 نشانة•ضعف•یک•هنرمند•نیست•، بلکه•برعکس•نشانة• بزرگی•اوست•. بنابراین•همان•طور•که•برگرفتگی•رامبراند• از•کاراواجو•بیانگر•بزرگی•اوست•، بهره•گیری•فرشچیان• نیز•از•نگارگران•ایرانی•و•نقاشان•اروپایی•مانند•رامبراند• دلیل•بر•شناخت•و•معرفت•اوست•. با•یک•بررسی•بینا-چندمتنی•مشخص•گردید•که• میان•دو•اثر•رامبراند•و•فرشچیان•شباهت•ها•بیش•از• آن•است•که•تصادفی•فرض•گردد•و•حتی•فرضیة•رابطة• خویشاوندی•غیرمستقیم•نیز•رد•می•شود•.
به•همین•دلیل• می•توان•گفت•که•اثر•فرشچیان•از•اثر•رامبراند•در•رابطه•ای• مستقیم•تأثیر•پذیرفته•است؛ •چنانچه•اگر•پیش•متن• رامبراندی•نبود•، بیش•متن•فرشچیانی•به•شکلی•تقریباً• جدی•متفاوت•می•شد•. البته•برگرفتگی•یاد•شده•یک• هم•حضوری•یا•برگرفتگی•تقلیدی•نیست•بلکه•فرشچیان• با•برگرفتگی•از•چندپیش•متن•و•با•گردآوری•همة• دستاوردهای•بینامتنی•در•سبک•خود•دست•به•خلق• اثر•زده•است•و•به•نوعی•همة•داشته•های•پیشین•را•از•آن• خودسازی•27می•کند•و•با•خالقیت•خویش•اثری•کام ً ال• تازه•و•بدیع•را•می•آفریند•. •در•پایانْ •اینکه•نقاشی•ایرانی•-شاید•همانند•دیگر• حوزه•های•معرفتی••-چندین•گونه•برخورد•و•مواجهه•با• نقاشی•غربی•داشته•است•که•دو•نمونة•برجستة•آن•در• این•مقاله•محمد•زمان•و•محمود•فرشچیان•است•.
یکی•به• تقلید•سبک•و•به•عبارت•بیش•متنی•به•شیوة•پاستیشی•28 پرداخته•است•و•دیگری•به•دگرگونی•سبکی•و•به•عبارت• دقیق•تر•، به•شیوة•جایگشتی•29و•حتی•می•توان•بگوییم• به•شیوه•بینامتنی•از•نقاشی•اروپایی•متأثر•بوده•است•. تأثیرپذیری•بینامتنی•در•معنای•ترامتنی•آن•همواره• همراه•با•گزینش•و•تأمل•و•در•مورد•فرشچیان•از•آن• خودسازی•صورت•می•پذیرد•. در•این•انتقال•بینامتنی• و•بیش•متنی•جایگشتی•بر•اساس•اصطالحات•الواح• بازنوشتنی•۳0ژرار•ژنت•اتفاقاتی•مانند•تراسبکی(•۳1اروپایی• به•نگارگری•ایرانی-اسالمی)•، ترامکانی(•۳2از•فضایی• واقع•گرا•به•فضایی•مثالی)•، تراشخصیتی(•۳۳اسحاق/ اسماعیل)•، تراانگیزشی(•۳4حضور•و•غیاب•گوسفند•برای• ذبح)•و•...
اتفاق•افتاده•است•که•درنهایت•ازآن•خود•سازی• و•بومی•سازی•شده•و•در•تصویر•بازنمایی•شده•است•. منابع بوتبی•، ریچارد•(•، )1۳84فروید•در•مقام•فیلسوف•: فراروان•شناسی•پس•از•الکان•، ترجمه•: سهیل•سُ مّ ی•، تهران•: انتشارات•ققنوس•. دیویس•، کالین•(•، )1۳86درآمدی•بر•اندیشه•لویناس•، ترجمه•: مسعود•علیا•، تهران•: مؤسسه•پژوهشی•حکمت•و•فلسفة•ایران•. شعیری•، حمیدرضا•(•، )1۳91نشانه-معناشناسی•دیداری•، تهران•: انتشارات•سخن. صادقی•، محمدحسین•و•حبیب•اهلل•بابایی•(«•، )1۳97نقد•رابطة•تقلید•و•خشونت•در•اندیشة•ژیرار»•، پژوهش•های•فلسفی•کالمی•، سال••،20شمارة••،77پاییز•، صص.242-219 فریزر•، جیمز•جرج•(•، )1۳98شاخه•زرین•:
پژوهشی•در•جادو•و•دین•، ترجمه•: کاظم•فیروزمند•، تهران•: انتشارات•آگاه•. نامور•مطلق•، بهمن•(•، )1۳94درآمدی•بر•بینامتنیت•، تهران•: انتشارات•سخن. ________ (•، )1۳95بینامتنیت•از•ساختارگرایی•تا•پسامدرنیسم•، تهران•: انتشارات•سخن•. پژوهشنامه فرهنگستان هنر 120دوره دوم؛ شماره 2؛ تابستان 1398 Hubert, Henri & Marcel Mauss (1899), Essai sur la nature et la fonction du sacrifice, Edition complétée 2002 à Chicoutimi, Québec: Boulet de l’Université du Québec à Chicoutimi. Scubla, Lucien (2009), “L’apport de René Girard a l’anthropologie du sacrifice:
le sacrifice protège les hommes de la violence”, Action collective et exclusion sociale, 103-116. Candy Hoffmann, Candy (2011), “Le sacre chez Georges Bataille”, Communication, Lettres et Sciences du Langage, 5(1), 72-81. Bataille, Georges (1987), Oeuvres completes, tome 2, Paris: Gallimard.)Powered by TCPDF (www. tcpdf. org